غزلیات

شمارهٔ ۴۸۹ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

سپیده دم که شد از خانه عزم حمامش

هزار دلشده شد خاک ره به هر گامش

۱

چو کند جامه ز تن جامه خانه را افروخت

فروغ صبح دگر از صفای اندامش

۲

چو برگ گل که بود در گلاب خانه نشست

به گرم خانه عرق بر عذار گلفامش

۳

تنش چو نقره خام و هزار مفلس عور

گرفته کیسه به کف بهر نقره خامش

۴

مراست چشم و برد ناخنه ز چشم آرام

چه جای آن که بود زیر ناخن آرامش

۵

نکاست استره یک مو به کام خود ز سرش

شد این ز سختدلی های سنگ ناکامش

۶

رقیب گو مگشا زر که جامی بیدل

ز چشم اشک فشان داد سیم حمامش

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـامش۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. حمامشگامش
  2. افروختاندامش
  3. نشستگلفامش
  4. عورخامش
  5. آرامآرامش
  6. سرشناکامش
  7. بیدلحمامش

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.