غزلیات

شمارهٔ ۴۷۸ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

فغان ز ابلهی این خزان بی دم و گوش

که جمله شیخ تراش آمدند و شیخ فروش

۱

شوند هر دو سه روزی مرید نادانی

تهی ز دین و خرد خالی از بصیرت و هوش

۲

نه بر برون وی از لمعه هدایت نور

نه در درون وی از شعله محبت جوش

۳

گهی که در سخن آید هوس کند سامع

که کاش ازین هذیان زودتر شود خاموش

۴

وگر خموش شود حاصل مراقبه اش

ز بار سر نبود غیر درد گردن و دوش

۵

نگاه دار خدایا مدام جامی را

ز شر زرق ریا پیشگان ازرق پوش

۶

به گوش هوش رسان از حریم میکده اش

صدای نعره مستان و بانگ نوشانوش

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـوش۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. گوشفروش
  2. نادانیهوش
  3. نورجوش
  4. سامعخاموش
  5. اشدوش
  6. راپوش
  7. اشنوشانوش

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.