غزلیاتشمارهٔ ۵۸۲ جامیشاعرجامیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریبا غم و درد تو کنم دمبدمشکر که بالشکر تدوم النعم۱صبر کم و محنت و اندوه پرکم صبر العاشق فی الهجر کم۲پیش دهانت عدم است آب خضربا لب لعل تو دهان کالعدم۳تر نشود ز اشک ترحم رختدور بود چشمه خورشید و نم۴می کند از مهر خطت منع مابی خبر از نکته جف القلم۵باد صبا حلقه زلفت کشیدحلقه عشاق برآمد به هم۶گفته جامی که به تحسین سزاستحسنه الله بطیب النعم۷