غزلیات

شمارهٔ ۷۱۸ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل

هر کس که بیند آن لعل خندان

انگشت حیرت گیرد به دندان

۱

با سرو قدت لاف بلندی

از سر نهاده بالابلندان

۲

راه غمت را با آن درازی

پیموده صد پی مشکین کمندان

۳

جعد بنفشه در باغ بی تو

صاحبدلان را بند است و زندان

۴

هرگز نباشد مه نیمه تو

گر خود به خوبی گردد دو چندان

۵

درددل من دانی ولیکن

رحمی نداری بر دردمندان

۶

جامی پسندد صد رنج با خود

جز رنج صحبت با خودپسندان

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـندان۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. خنداندندان
  2. بلندیبالابلندان
  3. درازیکمندان
  4. توزندان
  5. توچندان
  6. ولیکندردمندان
  7. خودخودپسندان

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.