گرچه تنگ آمد دل از فکر محال انگیختن
هم به وصف آن دهان خواهم خیال انگیختن
۱نیست امکان باغبان گلشن فردوس را
از قد ناز تو نازک تر نهال انگیختن
۲دوست دشمن بخت بی فرمان فلک نامهربان
چون توانم یارب اسباب وصال انگیختن
۳بلبل بی صبر و دل شد خاک در راه نیاز
همچنان گل بر سر غنج و دلال انگیختن
۴صورت جان هست در آیینه رویت عیان
چیست چندین نقش ها از خط و خال انگیختن
۵بس که شکر می فشانی زان لب حاضر جواب
خوش بود پیش تو تقریب سؤال انگیختن
۶جامی از خسرو همی گیرد طریق سوز و درد
طور او نبود خیالات کمال انگیختن
۷