غزلیات

شمارهٔ ۷۸۱ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای فلک تا کی دل و جان خرابی سوختن

ذره ای را در فراق آفتابی سوختن

۱

گر شود خورشید رویت را همه عالم حجاب

از دل گرمم به هر آهی حجابی سوختن

۲

صد سلامت بیش گفتم یکره آن لب رنجه کن

چندم آخر در تمنای جوابی سوختن

۳

عشرتی باشد به بزم شمع رخساری چو تو

گه به نازی مردن و گاه از عتابی سوختن

۴

دل به خورشید جهان تابی گرو کن تا به کی

همچو پروانه ز شمع خانه تابی سوختن

۵

از جنون عشقت آمد شیوه ارباب علم

دفتری بر باد دادن یا کتابی سوختن

۶

سوخت جامی را دل و رحمی نکرد آن مست ناز

مست را آخر چه باک است از کبابی سوختن

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: سوختنقافیه: ـابی۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. سوختنسوختن
  2. حجابسوختن
  3. کنسوختن
  4. توسوختن
  5. کیسوختن
  6. علمسوختن
  7. نازسوختن

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.