غزلیات

شمارهٔ ۷۷۵ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

دل به جان درمانده وان جان جهان با دیگران

من ز پا افتاده وان سرو روان با دیگران

۱

آن که از خود دیدن جولان او رشک آیدم

چون توانم دیدنش جولان کنان با دیگران

۲

التفات او چه خرسندی دهد چون بینمش

چشم ظاهر با خود و لطف نهان با دیگران

۳

ای اجل بستان ز من این جان بی آرام را

تا به کی باشد مرا آرام جان با دیگران

۴

جان به انبازی نشاید وین عجب کان سنگدل

یک زمان با ما نشیند یک زمان با دیگران

۵

با من ار نامهربان شد نیست غم غم زان بود

کش به رغم خویش بینم مهربان با دیگران

۶

جان جامی با خیالش روز و شب در گفت و گوست

جای آن دارد که نگشاید زبان با دیگران

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: با دیگرانقافیه: ـان۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«با دیگران» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. دیگراندیگران
  2. آیدمدیگران
  3. بینمشدیگران
  4. رادیگران
  5. سنگدلدیگران
  6. بوددیگران
  7. گوستدیگران

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.