غزلیاتشمارهٔ ۷۸۰ جامیشاعرجامیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنفعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویرییافتن پیش تو راهی نتوانسویت از دور نگاهی نتوان۱آه کز آتش تو سوخت دلموز دل سوخته آهی نتوان۲غم دل را مکن از چهره قیاسکوه را وزن به کاهی نتوان۳با تو از سرو چمن چون گویمنسبت گل به گیاهی نتوان۴دیدن روی تو گه گه چه خوش استناخوش آن ست که گاهی نتوان۵ناله ام جز به سر کوی تو نیستداد جز بر در شاهی نتوان۶دوش جامی به خیال رخ توگفت شعری که به ماهی نتوان۷