غزلیات

شمارهٔ ۷۸۳ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ز نعل مرکب تو بر زمین نشان دیدن

خجسته تر که مه نو بر آسمان دیدن

۱

به شب مهی و به روز آفتاب چهره مپوش

که جز به روی تو مشکل بود جهان دیدن

۲

خوش است دل به ملاقات رهروان درت

چه چیز گمشده را به ز کاروان دیدن

۳

ز بس که سینه به ناخن همی کنم ز غمت

توان ز چاک گریبانم استخوان دیدن

۴

به جست و جوی میانش کمر مبند ای دل

که جز خیال محال است ازان میان دیدن

۵

شدم ز دست چو آن مه عنان کشیده رسید

که راست طاقت آن دست و آن عنان دیدن

۶

چنان ز شوق تو جامی گداخت کز دل او

چو می ز جام خیال لبت توان دیدن

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: دیدنقافیه: ـان۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«دیدن» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. دیدندیدن
  2. مپوشدیدن
  3. درتدیدن
  4. غمتدیدن
  5. دلدیدن
  6. رسیددیدن
  7. اودیدن

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.