غزلیات

شمارهٔ ۸۱۱ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

تو آن مهی که برد خجلت آفتاب از تو

تو آن گلی که شود غنچه در نقاب از تو

۱

دلم که عشق بر او صد در بلا بگشاد

رخ امید نتابد به هیچ باب از تو

۲

همیشه عادت شاهان بود عمارت ملک

چه حکمت است که شد ملک دل خراب از تو

۳

عنان صبر شد از کف درین هوس که گهی

رسم به دولت پابوس چون رکاب از تو

۴

مکن شتاب به رفتن که می رود جانم

اگر چه عمری و نبود عجب شتاب از تو

۵

به هر سلام مکن رنجه در جواب آن لب

که صد سلام مرا بس یکی جواب از تو

۶

چو قتل جامی مسکین ثواب می دانی

چنان مکن که شود فوت این ثواب از تو

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: از توقافیه: ـاب۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. توتو
  2. بگشادتو
  3. ملکتو
  4. گهیتو
  5. جانمتو
  6. لبتو
  7. دانیتو

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.