غزلیات

شمارهٔ ۸۳۷ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ز هر طرف که درآمد گشاده رخ آن ماه

مرا مشاهده شد سر ثم وجه الله

۱

کمال حسن ازل در جمال او دیدم

چو بست بند قبا و شکست طرف کلاه

۲

غلام لطف خرام ویم که سالک را

گهی برد به سر راه و گه برد از راه

۳

سر نیاز به راهش چه سود چون نکند

ز ناز و حشمت و خوبی به زیر پای نگاه

۴

مکن به عشق بتان عیب اهل دل ای شیخ

ز سر عاشق عارف خدا بود آگاه

۵

حدیث عشق که منشور دولت ابد است

به گفت و گوی مقلد کجا شود کوتاه

۶

شهود یار در اغیار مشرب جامی ست

کدام غیر که لاشی ء فی الوجود سواه

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـاه۶ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. ماهالله
  2. دیدمکلاه
  3. راراه
  4. نکندنگاه
  5. شیخآگاه
  6. استکوتاه
  7. ستسواه

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.