غزلیات

شمارهٔ ۸۵۴ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

مرا دلی ست به صد گونه درد پرورده

که رفت جان و جهانم وداع ناکرده

۱

ز من گذشت تغافل کنان نمی دانم

که طبع نازکش از من چرا شد آزرده

۲

ز پا فکند مرا هجر او مباد آن روز

که رو به مرد کند این بلای صد مرده

۳

بود به دیده مردم چو مردم دیده

چه عیب از آنکه شد از تاب خور سیه چرده

۴

برون فتاد دل از پرده شکیب و هنوز

زمانه تا چه برون آرد از پس پرده

۵

مقلدان چه شناسند داغ هجران را

خبر ز شعله آتش ندارد افسرده

۶

دریغ و درد که جامی به خشکسال فراق

ز پا فتاد بر از کشت وصل ناخورده

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـرده۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. پروردهناکرده
  2. دانمآزرده
  3. روزمرده
  4. دیدهچرده
  5. هنوزپرده
  6. راافسرده
  7. فراقناخورده

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.