مرا تا کی ز کشتن بیم کردن
خوشا پیش تو جان تسلیم کردن
۱معلم چون تو شوخی را ندانست
به جز درس جفا تعلیم کردن
۲دهانت سر غیب آمد میان نیز
خرد را کی توان تفهیم کردن
۳گرفت از شش جهت عشق تو خواهد
مرا رسوای هفت اقلیم کردن
۴سعادتمندی ماه رخت را
جدا باید یکی تقویم کردن
۵بهای وصل اگر خواهی ز دیده
توان روی زمین پر سیم کردن
۶مگو جامی کم است از خس درین راه
خسی را تا کی این تعظیم کردن
۷