شدم بهر تو خاک راه خوبان
یکی زین سو خرام ای شاه خوبان
۱ز خورشید رخت جز پرتوی نیست
فروغ عارض چون ماه خوبان
۲نباشد جز دلی آیینه آیین
نظرگاه دل آگاه خوبان
۳همین عشق است و بس بر موجب حسن
نکویی خواه عز و جاه خوبان
۴گرانی گو ببر جان زانکه کردم
حریم سینه منزلگاه خوبان
۵مرا از هر چه در عالم سری بود
نهادم آن هم اندر راه خوبان
۶ز دولتخواهی توست اینکه جامی
بود پیوسته دولتخواه خوبان
۷