به لطف قد ره دلها زد آن مه
زهی لطف قد اعلی الله قدره
۱به هر وجهی سخن زان روی گویم
که خوش باشد سخن های موجه
۲مرا با آن دهان سریست پنهان
کسی از سر درویشان چه آگه
۳به حلق تشنه ام تیغ تو بگذشت
دم بسمل چو آب الحمدلله
۴نمی رفتم به جز راه سلامت
تو را دیدم به راه افتادم از ره
۵غم عشقت درآمد از در و بام
بلی دیوار ما را یافت کوته
۶چو طنبور از تو نالان بود جامی
فراقت زاد فی الطنبور نغمه
۷