گشاد از چهره مشکین برقع آن مه
ارانی فیه وجه الله جهره
۱ز قدش چون درخت وادی طور
شنیدم مژده انی اناالله
۲لبش بگشاد مهر از حقه لعل
ز اسرار حقیقت گشتم آگه
۳به رویش ماه را از هیچ وجهی
نباشد دعوی خوبی موجه
۴بدان زلف درازم دسترس نیست
مبادا دست کس زینگونه کوته
۵ته پایش صبا تا فرش گل ساخت
درون غنچه خون بسته ست ته ته
۶به لطف قد ره جامی زد و رفت
زهی لطف قد اعلی الله قدره
۷