گهی بوسم به مستی پای خم گه دست پیمانه
کنم دریوزه فیض از بزرگ و خرد میخانه
۱به کوی زهدم ای ناصح مخوان از مجلس مستان
به کف یک دانه نقلم بهتر از تسبیح صد دانه
۲ز گفت و گوی عشق ما برفت از یاد دوران را
مقالات گل و بلبل حدیث شمع و پروانه
۳چه سازم با تو تازه آشنایی های دیرین را
چو دارد قدر بیش از آشنا پیش تو بیگانه
۴چو تو سنگم زنی من ناسزا گویم رقیبان را
نجوید جز پی دشنام طفل آزار دیوانه
۵چو آراید تو را مشاطه در هر حلقه زلفت
هزاران رشته جان بگسلد ز آمد شد شانه
۶چه باشد کار مردان عشق پس مردانه جان دادن
گرفتی کار مردان پیش جامی باش مردانه
۷