غزلیات

شمارهٔ ۸۲۳ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

بریز ای هجر خونم چند سوزی جان من بی او

مرا صد بار مردن به که یک دم زیستن بی او

۱

نسیما سوی او کن ره ببر همراه خود جان را

که جان آنجا رسد باری اگر ماند بدن بی او

۲

مذاق جان شیرین چاشنی هجر نادیده

چه داند تلخی عیشی که دارد کوهکن بی او

۳

ز هر گل می خلد در سینه خاری بی رخ خویش

چه می خوانی مرا ای باغبان سوی چمن بی او

۴

مپرس ای همنشین مهربان شرح غم هجران

زبان من ز کار افتاده نتوانم سخن بی او

۵

همه آفاق را دانم که سوز من شود روشن

ز بس چون شمع گریم زار در هر انجمن بی او

۶

ازان مه ماند جامی ای اجل تاراج عمرش کن

که آن مسکین به جان است از حیات خویشتن بی او

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: بی اوقافیه: ـن۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. اواو
  2. رااو
  3. نادیدهاو
  4. خویشاو
  5. هجراناو
  6. روشناو
  7. کناو

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.