ای فسون چشم مستت مایه دیوانگی
آشنایان تو را از خویش هم بیگانگی
۱شمع رخسار تو هر جا برفروزد بزم حسن
از خدا خواهند خوبان دولت پروانگی
۲شیوه رندان چه داند زاهد خلوت نشین
جلوه طاووس کی آید ز مرغ خانگی
۳بگذر از طور خرد کاندر طریق عشق هست
عاقلی دیوانگی دیوانگی فرزانگی
۴ای که گویی شیوه مردانست صبر از روی خوب
خیز کز جامی نخواهد آمد این مردانگی
۵