غزلیات

شمارهٔ ۱۴۷ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

کس رخت را چو گل نظاره نکرد

که گریبان چو غنچه پاره نکرد

۱

با دل عاشقان کند دل تو

آنچه با شیشه سنگ خاره نکرد

۲

هر که زیر کمر میان تو دید

وای او کز بلا کناره نکرد

۳

مه نشد شب فروز تا ز رخت

لمعه نور استعاره نکرد

۴

جان بیچارگی دهم که لبت

دید بیچارگیم و چاره نکرد

۵

سنگ بیدادت از عدد بدر است

ریگ صحرا کسی شماره نکرد

۶

جامی از کارها نداشته دست

نام خود رند هیچ کاره نکرد

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نکردقافیه: ـاره۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. نکردنکرد
  2. تونکرد
  3. دیدنکرد
  4. رختنکرد
  5. لبتنکرد
  6. استنکرد
  7. دستنکرد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲۹۶ شعر) قرار دارد.