غزلیاتشمارهٔ ۲۵۱ جامیشاعرجامیمجموعهغزلیاتقالبغزلمنبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریهرگز ندیدم رسم حبیبانهمچون تو کردن خو با رقیبان۱غوغای زاغان ببریده گل راپیوند صحبت از عندلیبان۲هرگز نیاری یاد اسیرانهرگز نپرسی حال غریبان۳از بس ضعیفم گشته ست عاجززاحساس نبضم دست طبیبان۴خوش انکه گردد در قتل واعظشمشیر غازی تیغ خطیبان۵دادی کسان را از خود نصیبیرحمی نکردی بر بی نصیبان۶جامی که عشقت کردش مؤدبکی گوش دارد پند ادیبان۷