غزلیات

شمارهٔ ۲۵۰ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

تیغ مژگان را به خون عشقبازان تیز کن

غمزه را در قتل پاکان خنجر خونریز کن

۱

با چنین شکل پر آشوب آ برون یک بامداد

شهر را درمانده غوغای رستاخیز کن

۲

تلخ کامم از ترشرویی تو بهر خدا

زان دولب یک خنده شیرین شورانگیزکن

۳

زاهدا گر بار خواهی در صف دردی کشان

سبحه بفکن وز سبوی باده دست آویز کن

۴

خفته ام چون چشم تو بیمار پرسش کن مرا

شربت بیماریم از لفظ شهد امیز کن

۵

می نشانم زآستانت ازسرشک دیده گرد

خون ناب است این نه آب ای جان ازین پرهیز کن

۶

شد هری جامی ز ظلم غمزه ترکان خراب

روی در محروسه شیراز یا تبریز کن

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: کنقافیه: ـیز۶ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. کنکن
  2. بامدادکن
  3. خداشورانگیزکن
  4. کشانکن
  5. مراکن
  6. گردکن
  7. خرابکن

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲۹۶ شعر) قرار دارد.