غزلیات

شمارهٔ ۲۳۶ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

طره از روی چو مه بگشا که بگشاید دلم

یکدم از تنگی و تاریکی بر آساید دلم

۱

شد دلم خون و آید از مژگان فرو در کوی تو

جز به کوی تو بلی مشکل فرود آید دلم

۲

بس که خود را از رگ جان بر تو محکم دوخته

هیچ کس نتواند از خوبان که برباید دلم

۳

لاغرم زانسان که چون از کسوت فانوس شمع

زآتشت روشن ز زیر پوست بنماید دلم

۴

تا به زیر پای تو از پرده خود کرده فرش

از تفاخر سر به ساق عرش می ساید دلم

۵

بهر تشریف خیال تو ز خونین قطره ها

منظر دیده به رنگین گوهر آراید دلم

۶

کی توانم جامی از سودای خوبان توبه کرد

غیر ازین چون کار دیگر را نمی شاید دلم

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: دلمقافیه: ـاید۶ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. دلمدلم
  2. تودلم
  3. دوختهدلم
  4. شمعدلم
  5. فرشدلم
  6. هادلم
  7. کرددلم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲۹۶ شعر) قرار دارد.