غزلیات

شمارهٔ ۲۳۷ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)

ای زده نوبت غمت ناله صبحگاهیم

سنگ جفای تو به سر گوهر تاج شاهیم

۱

من که کله نهادمی کج ز غرور سروری

در سر بندگیت شد نخوت کج کلاهیم

۲

پیر نیم که پیر را عشق جوان جوان کند

سیل دمادم مژه شست ز مو سیاهیم

۳

داد نمی دهی مده بس بود این که گه گهی

جای کند به گوش تو نعره دادخواهیم

۴

چون نشوم به دولت بندگی تو مفتخر

من که به منصب سگی بر در تو مباهیم

۵

شد تن خسته ام چو مو رنگ شکسته ام چو که

چند ز غم گدازیم چند ز غصه کاهیم

۶

جامیم و مرا لقب خاک نشین مصطبه

مفتی شهر گو مخوان صوفی خانقاهیم

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـاهیم۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. صبحگاهیمشاهیم
  2. سروریکلاهیم
  3. کندسیاهیم
  4. گهیدادخواهیم
  5. مفتخرمباهیم
  6. کهکاهیم
  7. مصطبهخانقاهیم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲۹۶ شعر) قرار دارد.