غزلیات

شمارهٔ ۵۰ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)

بام برآی و جلوه ده ماه تمام خویش را

مطلع آفتاب کن گوشه بام خویش را

۱

با همه می رسد غمت قسمت بنده هم بده

خاص به دیگران مکن رحمت عام خویش را

۲

پخت ز تف غم دلم خام هنوز کار من

پیش تو عرضه می کنم پخته و خام خویش را

۳

شد به غلامی درت صرف جوانیم همه

بهر خدا تفقدی پیر غلام خویش را

۴

بر تو سلام می کنم گرچه فرود یافتم

با شرف جواب تو قدر سلام خویش را

۵

برد متاع هستیش زود به کشور عدم

هر که به دست عشق تو داد زمام خویش را

۶

در ورقی که کرده ام نام سگانت را رقم

زیر ترک نوشته ام از همه نام خویش را

۷

بر من خسته دل مزن طعنه به مهر نیکوان

صید کسی دگر مخوان آهوی دام خویش را

۸

جامی تشنه لب که شد خاک ز شوق لعل تو

باده خور و بر او فشان جرعه جام خویش را

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: خویش راقافیه: ـام۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. رارا
  2. بدهرا
  3. منرا
  4. همهرا
  5. یافتمرا
  6. عدمرا
  7. رقمرا
  8. نیکوانرا
  9. تورا

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.