غزلیات

شمارهٔ ۱۱ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)

سر چو ز جیب برزنی جلوه بامداد را

صبح دمد به روی تو حرز «و ان یکاد» را

۱

زاده خاک این درم بر در دیگرم مران

داغ مفارقت منه بنده خانه زاد را

۲

تا به سواد دیده کس جا نکند بغیر تو

گریه به سیل خون دهد مردم این سواد را

۳

نامه رسد چو از منت روی رقیب سنگدل

کن به سواد آن سیه تجربه المداد را

۴

داد ندادی‌اَم چو دین بردی و داد خواستم

وه که فروگذاشتی شیوه دین و داد را

۵

راه سفر گرفتی و آگه ازان نکردیم

آه که درنیافتم دولت خیر باد را

۶

هست مراد هر کسی چیز دگر درین جهان

نیست مراد غیر تو جامی نامراد را

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: راقافیه: ـاد۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. رارا
  2. مرانرا
  3. تورا
  4. سنگدلرا
  5. خواستمرا
  6. نکردیمرا
  7. جهانرا

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲۹۶ شعر) قرار دارد.