غزلیات

شمارهٔ ۱۰ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

بر طرف رخ نهادی آن جعد مشکسا را

چون شب سیاه کردی روز سفید ما را

۱

بویت به هر مشامی حیف است اگر توانم

سوی تو ره ببندم آمد شد صبا را

۲

بعد از هجوم هجران بی دولت وصالت

باز آمدن چه امکان صبر گریز پا را

۳

از لعل تو ز چشمم شد خون دل روانه

بس رازها که گردد از باده آشکارا

۴

دارد رقیب با من دندان زنی به کویت

با هم نزاع دیرین باشد سگ و گدا را

۵

باشد بنای دولت بر همت گدایان

اینست بر کتابه ایوان پادشا را

۶

با صحبت که گیرم انس اینچنین که عشقت

بیگانه ساخت با من یاران آشنا را

۷

فریاد ازان معلم کآموخت در دبستان

تاراج دین پیران طفلان دلربا را

۸

جامی ز سفله طبعان کم شد صفای حالت

کردی سفال تیره جام جهان نما را

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: راقافیه: ـا۸ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. رارا
  2. توانمرا
  3. وصالترا
  4. روانهآشکارا
  5. کویترا
  6. گدایانرا
  7. عشقترا
  8. دبستانرا
  9. حالترا

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲۹۶ شعر) قرار دارد.