ای رشک شاخ طوبی بالای دلربایت
بر وی لباس خوبی چست است چون قبایت
۱بر فرق تاجداران کفش تو تاج و هر یک
بنهاده تاج از سر چون کفش پیش پایت
۲سرهای سربلندان در حلقه کمندت
دلهای نازنینان در ربقه وفایت
۳از چار حد عالم بر توست چشم نیکان
یارب نگاه دارد از چشم بد خدایت
۴جان بر لب آمد از غم پیوند زندگی را
دارم هوس پیامی از لعل جانفزایت
۵بخشد بهار خرم هر مرغ را نوایی
تو نوبهار حسنی من مرغ خوشنوایت
۶از زندگی بجانم بی روی تو خدا را
بنمای روی زیبا تا جان کنم فدایت
۷وصلت بدین عزیزی کس چون خرد که نبود
نرخ هزار یوسف یک نیمه از بهایت
۸با آنکه از دعایت خالی نیم زمانی
باشم ز هر زبانی مستدعی دعایت
۹از مردمان دیده بسته ست دیده جامی
آری نمی تواند دیدن کسی به جایت
۱۰