غزلیات

شمارهٔ ۵۱ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

زان همی ریزم سرشک لاله رنگ خویش را

تا ز خون دیگران شویی خدنگ خویش را

۱

می چنین گلبوی و گلرنگ است یا گل پیش تو

شست در آب از خجالت بوی و رنگ خویش را

۲

می گدازم همچو زر در بوته بس کز آه گرم

می فروزم کلبه تاریک و تنگ خویش را

۳

سیم را در سنگ باشد جا تو چون جا کرده ای

در بر سیمین دل سخت چو سنگ خویش را

۴

ساختی قدم چو چنگ آن طره از دستم مکش

بهر تاری بینوا مپسند چنگ خویش را

۵

زود رفت و دیر آمد صبر ای دل یاد کن

آن حریف دیر صلح زود جنگ خویش را

۶

عشق رسوایی ست جامی یا به خوبان دل مده

یا به کلی یک طرف نه نام و ننگ خویش را

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: خویش راقافیه: ـنگ۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. رارا
  2. تورا
  3. گرمرا
  4. ایرا
  5. مکشرا
  6. کنرا
  7. مدهرا

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.