بود پاک از رنگها بی شیشه نور آفتاب
چون به رنگ شیشه ظاهر گشت شد برخود حجاب
۱گر نه رنگ شیشه ها گردد حجاب نور او
سطوت اشراق آن را مشکل آرد دیده تاب
۲شد حجاب آیینه نور جمال محتجب
ان هذا عند اصحاب الحجی شی ء عجاب
۳عارفان را طور هستی پاره گشتی چون کلیم
گر نبودی بر جمال ظاهر از مظهر نقاب
۴مظهر از روی تعین گرچه غیر ظاهراست
آید از روی حقیقت عین ظاهر در حساب
۵ظاهر اندر عین مظهر مظهر است این را بدان
مظهر اندر ذات ظاهر ظاهر است این را بیاب
۶آب باشد همچو ظاهر گل چو مظهر فی المثل
آب اندر گل چه باشد گل گل اندر آب آب
۷دعوی وحدت کنی جامی چه باک از مدعی
از سر انکار و رد گوید سوالت را جواب
۸گر نه چون عارف ز یکجا بینی انکار و قبول
باشد آن دعوی خطا والله اعلم بالصواب
۹