غزلیات

شمارهٔ ۴۷ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

رخنه کردی دل به قصد جان من دیوانه را

دزد آری بهر کالا می شکافد خانه را

۱

تخم مهر خال او در دل میفکن ای رقیب

بیش ازین ضایع مکن در سنگ خارا دانه را

۲

خیز گو مشاطه کاندر زلف مشکینت نماند

بس که دلها شد گره راه گذشتن شانه را

۳

می کنم سینه به ناخن کرده رو در کوی تو

می گشایم روزنی سوی تو این ویرانه را

۴

عاقبت خواهم ز تو بیگانه گشتن چون کنم

ز آشنا پیش تو قدر افزون بود بیگانه را

۵

عشق یکرنگی تقاضا می کند وین روشن است

ورنه شمع آتش چرا زد همچو خود پروانه را

۶

جامی از خود رفت زان بت قصه کم گوی ای رفیق

مستمع در خواب شد کوتاه کن افسانه را

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: راقافیه: ـانه۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. رارا
  2. رقیبرا
  3. نماندرا
  4. تورا
  5. کنمرا
  6. استرا
  7. رفیقرا

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.