یاد آن روزی که با خوبان سری میداشتم
جان به جانانی و دل با دلبری میداشتم
۱گر گلی میشد به باد بینیازی زین چمن
عندلیبآسا هوای دیگری میداشتم
۲بو که گویندم که هست اندر فلان کشور بتی
گوش بر افسانه هر کشوری میداشتم
۳تا مگر آید برون زیبا نگاری از دری
رسم دریوزه به هر خاک دری میداشتم
۴تا بتابد ناگهان ماهی ز عالیمنظری
دیده هرجا میشدم بر منظری میداشتم
۵هرکجا مرغی به بام خوبرویی دیدمی
گفتمی من کاش هم بال و پری میداشتم
۶بهر تسخیر پریرویان به افسون سخن
در بغل ز اشعار جامی دفتری میداشتم
۷