غزلیات

شمارهٔ ۲۳۴ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

به ترک عاشقی ای پندگو مده پندم

دلی که بگسلم از عشق با چه پیوندم

۱

ز عمر رفته مرا نیست حسرتی چندان

جز آنکه عمر نه در عشق رفت یکچندم

۲

به طعن نام سگی می نهد رقیبم داغ

خوشم به داغ سگی چون تویی خداوندم

۳

تو تیغ در کف و من زیر تیغ تو از ذوق

چو زخم عرقه به خون لب گشاده می خندم

۴

مرا همیشه دعا از بلا سپر می بود

چو تیر غمزه ات آمد سپر بیفکندم

۵

چو دم ز شعر زنم عیب من مکن جامی

که شعر خوش هنر و من به آن هنرمندم

۶

ز طعن زاده طبعم زبان نطق ببند

که طعن او به مثل هست طعن فرزندم

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـندم۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. پندمپیوندم
  2. چندانیکچندم
  3. داغخداوندم
  4. ذوقخندم
  5. بودبیفکندم
  6. جامیهنرمندم
  7. ببندفرزندم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲۹۶ شعر) قرار دارد.