غزلیات

شمارهٔ ۲۳۱ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

سوار من که غبار رهش به ماه رسید

نشسته گرد به رخ چاشتگه ز راه رسید

۱

چو مه به موکب سیاره بود شبگیرش

ولی جریده چو خورشید چاشتگاه رسید

۲

پناه ساخته خورشید را به مشکین چتر

به فرق راه نشینان بی پناه رسید

۳

ز کوس شاهی و بانگ سپاهیش برخاست

خروش و ولوله از شهر و کو که شاه رسید

۴

سرم ز طارم عزت به خاک پاش فتاد

ز آستان مذلت به صدر جاه رسید

۵

نکرده دعوی عشقش هنوز سینه به آه

ز اشک سرخ من از هر مژه گواه رسید

۶

چه نعره ها که برآمد ز صوفیان از ذوق

چو نظم دلکش جامی به خانقاه رسید

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: رسیدقافیه: ـاه۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. رسیدرسید
  2. شبگیرشرسید
  3. چتررسید
  4. برخاسترسید
  5. فتادرسید
  6. آهرسید
  7. ذوقرسید

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.