غزلیات

شمارهٔ ۲۲۷ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

پریرخا چو خیالت فسونگری گیرد

ازان فسون من دیوانه را پری گیرد

۱

ز دام عشق تو مشکل کسی تواند جست

چو گرد یاسمنت سنبل طری گیرد

۲

ز شهر صبر دلم خیمه زد برون اینست

سزای آن که چو من یار لشکری گیرد

۳

قدم ز دیده کنم در رهت نه فرق چرا

سلوک راه تو را مرد سرسری گیرد

۴

به لطف کوش که ماند ز منصب شاهی

چو شه نه قاعده بنده پروری گیرد

۵

عمامه و فش و ریش است مایه تشویش

خوش آن حریف که دین قلندری گیرد

۶

همای طبع تو جامی بلندپرواز است

سزد که کنگر کاخ سخنوری گیرد

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: گیردقافیه: ـری۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. گیردگیرد
  2. جستگیرد
  3. اینستگیرد
  4. چراگیرد
  5. شاهیگیرد
  6. تشویشگیرد
  7. استگیرد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.