غزلیات

شمارهٔ ۲۲۱ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ز داغ هجر تو سوزم ز گشت باغ چه سود

ز توست شب شده روزم ز گل چراغ چه سود

۱

به باغ چون تو نباشی مرا ز لاله و گل

به غیر خار چه حاصل برون ز داغ چه سود

۲

جمال عارض و خط خوشت نه پیش نظر

نظاره گل و سبزه به باغ و راغ چه سود

۳

صبا ز حلقه زلفت نگشته نافه گشای

ز ناف اهوی چین مشک در دماغ چه سود

۴

ز دل که برد دهانت نشان نمی پرسم

نهاد گم شده رو در عدم سراغ چه سود

۵

چو هست خلوت صوفی تهی ز شاهد و می

ز شغل اهل جهان گوشه فراغ چه سود

۶

نوای عشق ز جامی نه از حسود شنو

چو نیست نغمه بلبل نفیر زاغ چه سود

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: چه سودقافیه: ـاغ۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. سودسود
  2. گلسود
  3. نظرسود
  4. گشایسود
  5. پرسمسود
  6. میسود
  7. شنوسود

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.