غزلیات

شمارهٔ ۲۳۳ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

ندیدم از دو چشمت شوختر چشم

برند از مردمان دل چشم در چشم

۱

بود خاک درت کحل سعادت

مکن آن سرمه را ضایع به هر چشم

۲

مرا با گریه اندوه کار است

ز اشک شادیم کم گشته تر چشم

۳

گل رعنای این باغی چه داری

چو نرگس از خسان بر سیم و زر چشم

۴

به خلوتگاه دل چون می کنی جای

ز مژگان می کند مسمار در چشم

۵

به امید نثار مقدم توست

که دارد دامنم را پر گهر چشم

۶

اگر یک چشم جامی را به تیری

بدوزی پیش آن دارد دگر چشم

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: چشمقافیه: ـر۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. چشمچشم
  2. سعادتچشم
  3. استچشم
  4. داریچشم
  5. جایچشم
  6. توستچشم
  7. تیریچشم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲۹۶ شعر) قرار دارد.