به من دارد دلت جنگی که دارد
بزن گو در بغل سنگی که دارد
۱ننوشد می جز از خون دل من
ز من دارد لبت رنگی که دارد
۲صدای ناله است از رگ رگ من
مغنی نغمه چنگی که دارد
۳جلا ندهد بجز خاکستر من
ز خونم تیغ تو رنگی که دارد
۴نباشد جز به ذوق آن دهان خوش
شکر در گوشه تنگی که دارد
۵به نام من مخوان هرگز سگت را
کزین دارد سگت ننگی که دارد
۶به سودای سواد نظم جامیست
صریر کلکم آهنگی که دارد
۷