غزلیاتشمارهٔ ۲۳۴ جامیشاعرجامیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریکیم پیکان تو از دل برآیدمگر چون غنچه ام از گل برآید۱مریز ای دیده سیل خون به جیحونمبادا موج بر ساحل برآید۲دهد یاد من از محمل نشینیتچو مه زین نیلگون محمل برآید۳سرشکم بر درت افتاده زانستکز آنجا حاجت سایل برآید۴شبی بگذر خرامان بر خراباتکه صد غوغا ز هر محفل برآید۵گر افتد عکس رویت بر مه نوچو ماه چارده کامل برآید۶مگو جامی بدار از دامنم دستکه از دست من این مشکل برآید۷