غزلیات

شمارهٔ ۲۴۱ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ز سیلی غمت از دیده خون همی بارم

رخ از طپانچه بدینگونه سرخ می دارم

۱

گر آوری پی آزار من هزاران ناز

هزار گونه نیاز آرم و نیازارم

۲

چگونه سر نهم اندر جهان ز خاک درت

چو آمده ست به کوی تو سر به دیوارم

۳

چه حاجت است مرا مرهم طبیب این بس

که چاک سینه ز خاک درت بینبارم

۴

اگر چه دست اجل چاکم افکند در جیب

گمان مبر که زکف دامن تو بگذارم

۵

غم درشت فرو می خورم به یاد رخت

به بوی تازه گلی خاربن همی کارم

۶

به وصف روی تو جامی ز بس که شعر نوشت

چکد گلاب گر اوراق او بیفشارم

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـارم۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. بارمدارم
  2. نازنیازارم
  3. درتدیوارم
  4. بسبینبارم
  5. جیببگذارم
  6. رختکارم
  7. نوشتبیفشارم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲۹۶ شعر) قرار دارد.