غزلیات

شمارهٔ ۲۴۲ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

بیا که خسته دلان را تویی معاد و معاذ

بیا که حکم تو را نیست مانعی ز نفاذ

۱

مده غرور به لذات خلدم ای زاهد

که نیست جز به الم های عشقم استلذاذ

۲

به سلک زمره اصحاب ازان سبب ره یافت

که بود نقد جبل گوهر وجود معاذ

۳

فکن به موج فنا رخت خود که ماهی را

نگشت زآفت ساحل بغیر بحر ملاذ

۴

به نامرادی عشاق کی تواند ساخت

چنین که خواجه اسیر ملاهی است ملاذ

۵

خیال کشف حقیقت مکن به قوت فکر

که این لغت به قیاس خرد نماید شاذ

۶

به عاشقان سبکرو کجا رسی جامی

ز بار هستی خود ناشده خفیف الحاذ

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـاذ۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. معاذنفاذ
  2. زاهداستلذاذ
  3. یافتمعاذ
  4. راملاذ
  5. ساختملاذ
  6. فکرشاذ
  7. جامیالحاذ

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.