صبا ز چشم من آن خاک پا دریغ نداشت
چو دید اهل نظر توتیا دریغ نداشت
۱بناز بر همه خوبان که هیچ نکته حسن
ازین شمایل موزون خدا دریغ نداشت
۲بهای وصل تو دل عقل و صبر و دین همه داد
چو بود مایل کالا بها دریغ نداشت
۳شدم نشانه به عشق بتان و غمزه تو
ازین نشانه خدنگ جفا دریغ نداشت
۴فدای بوی خوشت باد جان که پیرهنت
ز باد و باد ز گل گل ز ما دریغ نداشت
۵مگیر سایه ز من ای که سر به سر لطفی
که شاه سایه لطف از گدا دریغ نداشت
۶ز دست جامی اگر چند خدمتی ناید
به وقت های اجابت دعا دریغ نداشت
۷