غزلیات

شمارهٔ ۲۴۳ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

صبا ز چشم من آن خاک پا دریغ نداشت

چو دید اهل نظر توتیا دریغ نداشت

۱

بناز بر همه خوبان که هیچ نکته حسن

ازین شمایل موزون خدا دریغ نداشت

۲

بهای وصل تو دل عقل و صبر و دین همه داد

چو بود مایل کالا بها دریغ نداشت

۳

شدم نشانه به عشق بتان و غمزه تو

ازین نشانه خدنگ جفا دریغ نداشت

۴

فدای بوی خوشت باد جان که پیرهنت

ز باد و باد ز گل گل ز ما دریغ نداشت

۵

مگیر سایه ز من ای که سر به سر لطفی

که شاه سایه لطف از گدا دریغ نداشت

۶

ز دست جامی اگر چند خدمتی ناید

به وقت های اجابت دعا دریغ نداشت

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: دریغ نداشتقافیه: ـا۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. نداشتنداشت
  2. حسننداشت
  3. دادنداشت
  4. تونداشت
  5. پیرهنتنداشت
  6. لطفینداشت
  7. نایدنداشت

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.