ای سیه تر دل سنگین تو از روی رقیب
در کجی راست به هم خوی تو و خوی رقیب
۱گردن اندر خم بازوی رقیب است تو را
چند بر خسته دلان زور به بازوی رقیب
۲هرچه او راست پسندیده پسندیده توست
چند سنجیدن یاران به ترازوی رقیب
۳بس که آزار به رویم ز رقیب آمده است
هیچ گه روی نخواهم که کنم سوی رقیب
۴عمرها رفت به هر سوی و به جایی نرسید
بعد ازین سوی عدم باد تک و پوی رقیب
۵صد گره بر رگ جان می کشم از موی تو لیک
طاقت یک گرهم نیست ز ابروی رقیب
۶از خدا مرگ رقیبان به دعا می خواهند
کس چو جامی به جهان نیست دعاگوی رقیب
۷