غزلیات

شمارهٔ ۲۸ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

زهی فراق تو چون مرگ هادم اللذات

حیات و دولت وصل تو متحد بالذات

۱

منم فتاده به گرداب غم به دستم ده

کمند زلف کزان باشدم امید نجات

۲

به فسق و زهد قضا برنگردد ای ساقی

بدین ترانه بده می که کل آت آت

۳

چو بیشتر تلف عمر ما ز هشیاریست

بغیر باده چه امکان تلافی مافات

۴

چو خاست هیهیت ای صوفی از نشیمن طبع

به پیشگاه حقیقت رساندت هیهات

۵

زکات حسن ندادی به بوسه زان گریم

اگرچه مانع بارندگیست ترک زکات

۶

ز طعن عابد اصنام جامیا بازآی

چه آفریده اوهام ما چه عزی و لات

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـات۶ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد
  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. اللذاتبالذات
  2. دهنجات
  3. ساقیآت
  4. هشیاریستمافات
  5. طبعهیهات
  6. گریمزکات
  7. بازآیلات

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲۹۶ شعر) قرار دارد.