توسنت را رکاب ماه نو است
در رکاب تو مه پیاده رو است
۱از عنان تو باز می ماند
مسرع وهم اگرچه تیزدو است
۲طاق گردون که پیشتر بستند
بهر ایوان حشمت تو خو است
۳آنچه دارم ز لاله زار رخت
بر دلم داغهای نو به نو است
۴تیغ بر خط سبز خویش مکش
کشت نوخیز ایمن از درو است
۵تا نمودی دو لب به میخانه
دلق و تسبیح زاهدان گرو است
۶جرم من گر ز حد گذشت چه باک
لطف عام تو چون شفیع شو است
۷داد می خواهم از تو گرچه ز ناز
گوشت آواز داد ناشنواست
۸گر بکاهد تمام خرمن عمر
از تو بر جامی آن به نیم جو است
۹