قد بدا نور فالق الاصباح
اسفر الصبح اطفی ء المصباح
۱کم طلب در کتب حقیقت عشق
نشود یافت این لغت ز صحاح
۲رو به فتاح کن که ممکن نیست
فتح باب معانی از مفتاح
۳ترک کشاف گو کزان مسدود
باشد ابواب کشف بر ارواح
۴در مواقف مایست کز وی نیست
به مقاصد تو را امید نجاح
۵بر تو لایح شود لوایح عشق
چون کلیم ار بیفکنی الواح
۶عشق با زهد نیست بر سر صلح
مصلحت نیست لاف زهد و صلاح
۷توبه ما ز دست محتسب است
از ضرورت شد این حرام مباح
۸خم می نیم جرعه جامیست
کیف یکفی لشربه الاقداح
۹