عاشقان از خطت چو یاد کنند
از سویدای دل مداد کنند
۱نامه شوق او به کلک مژه
بر بیاض بصر سواد کنند
۲مرده را جان مده ز لب که مباد
از بشر بیشت اعتقاد کنند
۳جان و دل بی تو روی در عدم اند
روی بنما که خیر باد کنند
۴سایلان سرشک گر مروم
جز به کویت کی ایستاد کنند
۵عهد تو سست و وعده ات نه درست
بر تو مردم چه اعتماد کنند
۶هرگز اهل نظر نبینندت
که نه آغاز «ان یکاد» کنند
۷چون رسی خوی کنان به باغ سزد
که به گل همدمانت باد کنند
۸جامیان سرشدی به علم نظر
شاید ار نامت اوستاد کنند
۹