بینمت ای خرد به کار تو گم
کارگه چرخ و کارگر انجم
۱جست عالم ز خوابگاه عدم
چون ز امرت رسید بانگ که قم
۲کی شناسد تو را اسیر جهات
چه خبر پشه را ز خارج خم
۳بی تو دهقان چه سان برون آرد
گندم از خوشه خوشه از گندم
۴در جودت پی دوام آن کس
که زد آمد خطاب او دم دم
۵هستی غیر تو به فکرت عقل
دیده احول است و نقش دوم
۶شکل پروین و صورت مه نو
چیست ظاهر شده بر این طارم
۷دارد از زخم توسن قهرت
هم ز دندان نشان و هم از سم
۸خالی از لطفت امتداد حیات
زهرناک افعی است سرتا دم
۹جان جامی فدای مردانی
کز ملکشان گزیدی و مردم
۱۰زنده جاودان شدند همه
حیث ماتوا بحب مولاهم
۱۱