غزلیات

شمارهٔ ۲۱۷ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

وقت گل خوش آن که جا بر طرف گلشن می‌کند

دیده را زآب روان و سبزه روشن می‌کند

۱

خانه دل را که از دود زمستان تیره بود

در حریم بوستان از دیده روزن می‌کند

۲

همچو نرگس می‌نهد بر کف به عشرت جام می

پای سرو و سایه گلبن نشیمن می‌کند

۳

می‌نشاند گل‌رخی یا لاله‌رویی پیش خویش

گردش از گل توده و از لاله خرمن می‌کند

۴

با سپاه محنت و غم بر سر جنگ است باغ

زاه زره از سبزه و خنجر ز سوسن می‌کند

۵

می‌نهد از عنبر تر لاله بر آتش بخور

وز بخورش گل عبیر جیب و دامن می‌کند

۶

گر صراحی ریخت خون توبه جامی چه باک

هر زمان خون دگر زین سان به گردن می‌کند

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: می‌کندقافیه: ـن۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. می‌کندمی‌کند
  2. بودمی‌کند
  3. میمی‌کند
  4. خویشمی‌کند
  5. باغمی‌کند
  6. بخورمی‌کند
  7. باکمی‌کند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.