غزلیات

شمارهٔ ۲۱۱ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

لب گشادی تا سخن گویی در سیراب ریخت

طره افشاندی که ریزد گرد مشک ناب ریخت

۱

باد گلبو باده گلگون است یا از رشک تو

بوی گل بر باد رفت و رنگش اندر آب ریخت

۲

گر مرا کشتی چه غم کی باشد امکان دیت

گوسفندی را که خونش خنجر قصاب ریخت

۳

نیست جای سجده عابد را ز بس کز دیده خون

با خیال طاق ابروی تو در محراب ریخت

۴

در تن پاکت دل سخت از سپهر بی وفاست

سیم با پولاد در یک قالب آن قلاب ریخت

۵

وقت من از چاشنی شربت دردت خوش است

وقت آن کس خوش که در کام من این جلاب ریخت

۶

کلک جامی نخل مریم شد که چون جنبش نمود

تازه و تر میوه ها پیراهن احباب ریخت

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: ریختقافیه: ـاب۶ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. ریختریخت
  2. توریخت
  3. دیتریخت
  4. خونریخت
  5. وفاستریخت
  6. استریخت
  7. نمودریخت

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.